تبلیغات
موجودات فضایی،یوفو ها
با عرض سلام :برای راحتی می توانید گردونه ی موس را فشار دهید تا بهتر و روان مطالعه فرمایید(در فایر فكس)
<

چوپا كابرا موجودی فضایی یا زمینی؟

پنجشنبه 27 آبان 1389 04:52 ب.ظ

نویسنده : yashar ghani
ارسال شده در: مطالب كپی برابر اصل شده ،

 Chupacabra

یک لغت اسپانیایی است که به معنای (مکنده ی بز)  است chupa-cabra

این موجودات اسرار آمیز به حیوانات اهلی حمله کرده و تمامی خون بدن آنها را می مکند بنا بر گزارشات این موجودات مرموز بیشتر در آمریکای جنوبی دیده شده اند

اولین گزارش که در سال 1995 اتفاق افتاد از پیدا شدن جسد هشت گوسفند خبر می داد که تمامی خون بدن آنها به طور کامل تخلیه شده بود و اثر چند سوراخ که توسط دندان بوجود آمده بود در قسمت سینه ی آنها دیده می شد

در گزارشات بعد از پیدا شدن اجساد دیگر حیوانات اهلی از جمله مرغ بوقلمون بز و… خبر میداد

برخی نظرات در مورد این موجود عجیب

1)برخی معتقدند که این موجود ممکن است چیزی بین خون آشام و آدم گرگی باشد زیرا چند تن که این موجود را کشته و از آن عکس تهیه کرده اند می گویند بدنی به بلندی 150 سانتی متر و پنجه هایی مانند گرگ دارد(همان طور که در عکس مشخص است

chupacabras_body.jpg

 

2)برخی معتقدند که ممکن است منشائی فضایی داشته باشد زیرا طبق گزارشات تعداد سوراخهایی که بر اثر دندان نیش ایجاد شده بود سه عدد بوده است واین غیر معمول است زیرا تمامی درندگان بر روی زمین تنها دو دندان نیش دارند

3)بعضی اعتقاد دارند که ممکن است این موجود بر اثر تحقیقات ژنتیکی دانشمندان بر روی موجودات درنده و ادغام چند ژن ازاین موجودات بوجود آمده باشد

4)یکی دیگراز نظرات این است که این موجود ممکن است جزو خانواده دیوها باشد ولی این نظریه چندان درست نیست زیرا بر طبق افسانه ها دیوها قامتهایی بلند داشته اند و قربانی خود را از هم میدریدند ولی این موجود قد کوتاه دارد و فقط خون قربانی

من هم از این موجود اطلاعات زیادی ندارم اگرشما دارید در قسمت نظرات برای من بنویسید

البته من از بعضی از قدیمیها سوال کردم یه چیزهایی از وجود چنین موجودی در روستا های ایران به من گفتند حالا اگر شما خبر دارید برام بنویسیدطعمه اوست

http://mr201.mihanblog.com/post/16

http://www.byerly.org/Chupa/chupa2.jpg

http://lewets.files.wordpress.com/2009/01/641839_texas_chupacabra.jpg?w=500

http://www.alienvideo.net/0702/img/06-12/chupacabra.gif

همشهری: آیا این جانور فقط یك سگ زشت است یا واقعا یك موجود افسانه‌ای كه كل آمریكا را به وحشت انداخته است؟

روزنامه بیلد گزارش داد، شبكه تلویزیونی KOTV (از گروه CBS) تصاویر حیوانی را نشان داد كه جسدش در استیلول (در ایالت اوكلاهاما آمریكا) پیدا شده است.

گفته می‌شود این حیوان می‌تواند چوپاكابرا (Chupacabra) باشد. در داستان‌ها آمده است، این موجود افسانه‌ای شب‌ها به خانه‌ها و اصطبل‌ها می‌رود و خون قربانیانش را می‌مكد!

اولین گزارش‌ها درباره این پدیده سال 1995 از پورتوریكو منتشر شد. ظاهرا خون هشت گوسفند به طور كامل مكیده شده بود و بر روی سینه همه آنها سه جای سوراخ دیده می‌شد.

 
بعدها گزارش‌های مشابهی از سراسر آمریكا ـ از شمال (ایالت مین آمریكا) تا جنوب (شیلی) ـ پخش شد. خون همه این حیوانات از سوراخ‌های كوچك (یا جای گازگرفتگی) تقریبا به طور كامل مكیده شده بود.
 

تعدادی از شاهدان عینی «چوپاكابرا» را همچون خزندگان وصف می‌كنند. دیگران ـ همانند جسدی كه در اوكلاهاما كشف شده است ـ آن را همچون سگ، اما دارای پوست چرمی مانند خزندگان و دارای دندان خون‌آشام می‌دانند. این جانور می‌تواند تا شش متر جهش كند.

شبكه خبری «سی.ان.ان» هم چند روز پیش گزارشی را درباره كشف چوپاكابرا در تگزاس پخش كرد. این موجود در یك تله گرفتار شده بود. دامپزشكان تاكنون نتوانسته‌اند این جانور را طبقه‌بندی كنند. آنها نمی‌دانند این موجود از كجا آمده است: جهش ژنی از كایوت‌ها بوده است یا؟

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=83733




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: دنیای اسرار آمیز ،
آخرین ویرایش: - -

تئوری منظومه ی جبار

پنجشنبه 27 آبان 1389 01:20 ب.ظ

نویسنده : yashar ghani
ارسال شده در: مطالب كپی برابر اصل شده ،

درسال 1994 کتاب راز منظومه جبار بوسیله بوول و آدرین گیلبرت در مورد اهرام مصر در دنیا غوغا یی برانگیخت که هیچ کتاب دیگری به وجود نیاورده بود. بطور حیرت انگیزی ای کتاب مطلب را توضیح می دهد : که بعد از 4000 سال راز اهرام کشف شد.( چاپ ژرمن پیپربک)این پایان نامه و مفادش حاوی راز اهرام و ارتباطش با تئوری جبار است.در اختصار OCTنامیده میشود.هر چند این اثر بوسیله دو نویسنده انتشار یافته اما در اصل بوسیله رابرت باول نوشته شده است. او ادعا کرد که جواب سوالیی راکه برای دهه ها موضوع مباحثات داغ بوده را یافته.آیا محل قرار گیری اهرام تصادفی است و یا یک نقشه تعیین شده است این مسئله برای دهه ها بسیار موضوع بحث بر انگیزی بوده است که تمرکز اهرام جیزه بیشتر از اهرام دیگر در تمام نقاط دنیا وجود دارد بوده است بعضی دانشمندان معتقدند که پراکندگی اهرام  کاملا تصادفی است اما بعضی اعتقاد دارند اهرام در سرزمین های قابل دسترس بشر بوجود آمده اند بعضی دیگر کشف کردن که یک نقشه اصولی هندسی برای توضیح موقعیت وجود دارند ( در بخش اهرام سایت مزبور مثالهایی فهرست شده اند)

تقریبا تمام تئوری ها یک اشکال اصلی دارند برای توضیح مصری ها احتیاج به دانش ریاضات و هندسه داشته اند که هیچوقت آن دانش را در اختیار نداشته اند . البته ایده های فوق همه حدس وگمان دانشمندان است.

بوول و گیلبرت با استفاده از اسطوره شناسی به تحقیقاتی دست زده اند شامل این نتیجه بوده است که دنیای مردگان مصریان باستان در آسمان قرار دارد و محل قرارگیری اهرام نمایشگر مهمترین ستاره مردگان برای آنهاست.

پادشاهان مرده و مردم عادی بعد از مرگ پیش خدای ازیریس می ایند.این خدا با یک ستاره نمایش داده می شود که در صورت فلکی ساح قرار دارد . بر طبق نظریات باول همان صورت فلکی جبار خودمان است . هر فرد یک ستاره روح دارد و هر پادشاه مرده می تواند به یکی از ستاره های منظومه جبار برود بتنابراین اهرام در راهی قرار گرفته اند تا نمایش دهنده ستاره خاصی که به آن رفته است باشد .

در زمان های بعد آیین جدید خورشید پرستی با آیین ستاره پرستی عوض شد اهرام سلسله های بعدی منطبق بر ریاضیات و ستاره ای در آسمان نیستند.

ارتباط سه ستاره ای که در کمربند منظومه جبار قرار دارد با 3 تا از بزرگترین اهرام بهترین گواه این ادعا می باشد.

Pyramids from above plus Belt of Orion
is Orion and Pyramids
Fig. 1 – Orion and Pyramiden according to Bauval/Gilbert

شکل ا : منظومه جبار و اهرام طبق تئوری باول گیلبرت.

این یک شباهت بر جسته است . سه ستاره در وسط صورت فلکی جبار بصورت مورب که یک ستاره کمی منحرف شده است سه هرم که یکی مقداری از خط اوریب انحراف دارد رابطه موقعیت قرارگیری اهرام و ستارگان کاملا مثل هم است

اما نویسندگان موارد متعدد مشابهی را پیدا کردند که باتصادف قابل توضیح نیست

درخشندگی ستاره و اندازه هرم جیزه شامل دو هرم که تقریبا هم ارتفاع هستند و هرم کوچکتر فقط 53% بلنده آن یی را داراست کمربند جبار شامل دو ستاره تقریبا مشابه که یکی 50% درخشندگی آن یکی را داراست.و ستاره کوچکتر همانی است که به مقدار کمی از خط اوریب ستارگان روی آن قرار دارند انحراف دارد.

بیشتر اهرام در مصر در جایگاه متقارن ستاره ای آسمان قرار می گیرند

2 هرم بزرگ در دهشور همانند دو ستاره بزرگ خوشه هایدس هستند.

دو تا از هرم های بزرگ نزدیک جیزه منطبق بر دو ستاره بزرگ منظومه جبار و اهرام ابوسیر دقیقا بر روی سر منظومه جبار قرار دارند.

OrionPyramids
Fig. 2 – Stars and more pyramids according to Bauval/Gilbert

شکل 2 ستارگان و اهرام بیشتر

انتخاب مکان صورت فلکی:مرکز هرم جیزه طوری انتخاب شده که رود نیل موقعیت راه شیری در کمربند جبار داشته باشد. راه شیری همانند دشتی از نی هاست در افسانه ها آمده که راه عبورفرعون برای رسیدن به دنیای مردگان است. فرعون از ساحل شرقی نیل جایی که زندگی میکرده به ساحل غربی که دنیای مردگان در آن قرار داشته سفر می کرده است.( جایی که تمام آرامگا ها و اهرام در آن قرار داشتتند)

محور ها در حرم بزرگ: 4 محور کوچک و ناشناس که پهنایی به ابعاد (cm20*20)دارند هر دو اتاق دو تا از محور ها را دارند یکی به طرف شمال است و دیگری بطرف جنوب بین 4 محور دوبدو زاویه ای بین 36و45 درجه دارندمحور های اتاق بالایی که اتاق شاه است از یک سو به فضای باز و از سوی دیگر به اتاق شاه ختم می شود و حور های اتاق ملکه که در پایین قرار دارند هر دو مسدودند

این محور ها معماهای حل نشده اند : باستان شناس آلمانی استدلمن می گویند اینها محور های الگو برای روح پادشاه مرده است روح می تواند از محور شمال به تمام ستارگان فنا ناپذیر در شکال سفر کند این ستارگان هیچوقت معنی خاصی برای مصریان زمانهای گذشته نداشته اند .

سه محور دیگر نیز به ستارگان دیگر مرتبتند. ستاره شناس ویرجینیایی تریمبل در سال 1964 متوجه شد محور جنوبی ارامگاه شاه به منظومه جبار اشاره می کند باول محاسبات بیشتر متوجه شد پایان ساخت هرم در 100 سال بعد از آن تاریخی است که برای اتمام آن دانشمندان پذیرفته اندکه محور در تارخ باول کاملا به ستاره بزرگ در کمربند جبار اشاره می کند آیا این تطابق تصادفی است ؟

یافته های دیگر باول او را شگفت زده کرد در مورد اینکه محور جنوبی آرامگاه ملکه به بزرگترین ستاره در آسمان صورت فلکی شعرای یمانی اشاره میکند مطابق با زمان ساخت آرامگاه شاه (زمان باول)می باشد

صورت فلکی شعرای یمانی نماینده ایزس الهه حاصلخیزی که خواهر و بزرگترین عشق ازیریس (که نماینده آن در آسمان منظومه جبار است ) بوده آیا این تصادف دیگری است ؟

آخرین محور به ستاره مرتبط به شمال اشاره می کند در مجموع این کتاب مهیجی است.

Targets of the shafts
Fig. 3 – targets of the shafts, after Bauval/Gilbert

شکل 3 : نشاندهندگی محور ها به سمت ستارگان

مشکلات بعضی اشکالات به این ایده وارد است برای مثال زاویه میل منسوب اهرام باخط استوا متفاوت است در زمان مصریان منظومه جبار در بلندترین مکان خود در آسمان قرار داشته بنابراین بر خلاف افق بوده ( با موقعیت کنونی متفاوت بوده ) باول پیشنهاد کرده زمان طراحی اهرام با زمان ساخت متفاوت است بعد از محاسبات مشخص شد زاویه میل مطابق با در حدود 10500 BCE

بقیه ستارگان بهترین انطباق با اهرامشان و زمان ساختشان داشتند استنتاج نویسنده این است که طراحی اهرام در حدود اواخر آخرین عصر یخبندان است نظر یه اینکه محور ها در هرم بزرگ نمایانگر تاریخ ساخت آن در حدود 2450BCEو تفاوت تاریخ ساخت و طراحی اهرام در حدود 8000 سال می شود .

اما تاریخ محورها نسبت به تاریخ ساخت هرم ها جوان است و مصر شناسان گرایش دارند پادشاه پیر یکم پیرتر نسبت به پادشاه جوانتر

این قبیل پایان نامه های جنجالی اعتراضاتی از سوی دانشمندان آکادمیک به وجود می آورداولین تناقض در مورد افکار و ابزار عقاید در هم بر هم که به اختصار این است که بعدا کشف شد زاویه میل بر ادعا تاریخ طراحی منطبق نیست

اما دوما و بزرگترین سوال که اگر شالوده این تئوری درست است لازم که رابطه بین مصر باستان و تمدن هست.آیا با استفاده از ازیریس و منظومه جبار دنبال کردن گذشته می توان به مبداتاریخ ساخت هرم رسید.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دیده شدن پرنده های آهنین در آسمان بلژیک

پنجشنبه 27 آبان 1389 01:17 ب.ظ

نویسنده : yashar ghani
ارسال شده در: مطالب كپی برابر اصل شده ،
از تمامی گزارش های رسیده مبنی بر دیده شدن یوفو، یکی از پرونده هایی که بیشترین شاهدان را دارد، مورد بلژیک سال 1989 است که تقریبا حدود 30 گروه مختلف و سه گروه پلیس که هر کدام در ایستگاه خاصی حضور داشتند، آن را گزارش کرده اند و در تمامی این گزارش ها دیده شدن شیء پرنده مثلثی شکل و مسطح با چراغ هایی زیر آن در ارتفاع پایین به ثبت رسیده است. به گفته شاهدان، هنگامی که یوفو از آسمان شهر لی یژ بلژیک به طرف مرز هلند و آلمان می گذشت، هیچ صدایی از این جسم ناشناخته غول پیکر به گوش نمی رسید. چندماه پس از این ماجرا، اتفاق شگفت انگیز دیگری به وقوع پیوست. بدین ترتیب که در30 مارس سال1990 یکی از کاپیتان های پلیس ملی بلژیک با قرارگاه نظامی کشور تماس گرفت و با عصبانیتی توام با اضطراب خبر عبور یک شیء بزرگ مثلثی شکل را از آسمان بلژیک داد و همزمان با این تماس، رادارهای دو ایستگاه زمینی که یکی از آنها ایستگاه کنترل ناتو در نزدیکی شهر گلونز واقع در شمال شرقی بروزل بود، از به ثبت رسیدن سیگنال هایی مبنی بر وجود جسم ناشناخته ای در صفحه های نمایش خود خبر دادند. پس از اینکه سیستم اطلاع رسانی تمامی پایگاه ها فعال شد، مسؤولان با کمال تعجب مشاهده کردند که چهار ایستگاه دیگر گزارشی مشابه دو ایستگاه دیگر دریافت کرده اند. همه ایستگاه ها خبر دادند که شیء ناشناخته روی صفحه رادار آنها به آرامی در حال حرکت است و سیگنال هایی ارسال می کند که به هیچ عنوان قابل شناسایی نیستند. سریعا دستور به پرواز درآمدن دو جنگنده اف 16 برای شناسایی جسم ناشناخته پرنده صادر شد و یکی از جت ها رادارش را روی جسمی که مثل نقطه کوچکی در صفحه علامت می داد، قفل کرد. به گزارش خلبان تنها چند ثانیه پس از اینکه روی هدف متمرکز شد، هدف مورد نظر سرعتش را افزایش داد و به سرعت از محدوده رادار دور شد و بدین ترتیب پس از یک ساعت عملیات تعقیب و گریز پرنده ناشناخته در آسمان شب بروزل ناپدید شد؛ «یوفو با سرعت بسیاری که حاکی از داشتن تکنولوژی بسیار بالا بود مانور داد و رادار حدود پنج ثانیه ای علامت داد که جسم پرنده از ارتفاع 3048 متری به 153 تغییر ارتفاع داده اما دوباره به سرعت به ارتفاع اولیه برگشت». این نکته قابل توجه را خلبان جت اف 16 هنگام تعقیب یوفو گزارش کرد. تا چندماه مردم شب و روز همچنان یوفو را در آسمان می دیدند و بیشتر از 1000 مورد گزارش دیده شدن این جسم پرنده ناشناخته به پلیس داده شد. به اظهار شاهدان این جسم آن قدر در ارتفاع پایین حرکت می کرد که با چشم غیر مسلح هم دیده می شد و داستان یوفو به یکی از مهم ترین موضوعات رسانه های بلژیک تبدیل شد. شاهدان به محض دیدن شیء پرنده دوربین هایشان را روی آن تنظیم می کردند و عکس می انداختند تا به خیال خودشان سند معتبری تهیه کنند اما مسأله رمزآلود این ماجرا در این بود که هرچه می کوشیدند تا از این پرنده آهنین عکس بگیرند به هیچ عنوان امکان پذیر نبود و هنگام ظاهر کردن نگاتیوها تمامی عکس های گرفته شده یا تار می شد یا می سوخت. پروفسور آگوست میسن- استاد فیزیک دانشگاه کاتولیک در لووین- نور مادون قرمزرا علت اصلی تار شدن تمامی عکس های گرفته شده خواند و حتی او برای اثبات کردن این تئوری، شیئی را در معرض اشعه مادون قرمز قرار داد و سپس از آن عکس گرفت. نتیجه دقیقا همان چیزی بود که برای عکس های گرفته شده از یوفوی مثلثی اتفاق افتاد. با همه تلاشی که مردم برای داشتن کوچک ترین مدرکی از یوفو به کار بستند سرانجام یکی از شاهدان موفق شد در ماه آوریل سال 1990 از فیلم ویدئویی ای که گرفته بود عکسی تهیه کند. در آن عکس سطح زیرین شیئی که در سه نقطه آن چراغ هایی روشن بود به خوبی نشان داده شده بود و این فریم عکس در سراسر جهان به نمایش گذاشته شد که نمونه کلاسیک از یک یوفو است. با وجود نزدیک به 1000 شاهد ماجرا، جت های فرستاده شده برای تعقیب یوفو، تایید رادارها و نظامیان دیده شدن یوفوها در بلژیک یکی از مستند ترین مواردی است که نمی توان آن را انکار کرد.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ربوده شدن سرجوخه اهل شیلی توسط فرازمینی ها !

پنجشنبه 27 آبان 1389 01:11 ب.ظ

نویسنده : yashar ghani
ارسال شده در: مطالب كپی برابر اصل شده ،

در 25 اوریل 1977 سرجوخه ارماندو والدوس در برابر چشمان حیرت زده سربازان زیر دستش در دل شب ناپدید شد. طبق اسناد محرمانه ارتش شیلی ان شب یک گلوله بزرگ نورانی در فاصله چند ده متری اتش اردوگاه سربازان ظاهر شده بود و انچخ بعد از ان اتفاق افتاد از طرف ازتش شیلی سخت پنهان نگاه داشته شد. حتی سرجوخه ارماندو والدوس و هفت سرباز زیر دستش را هم در سرویس های ویژه ارتش در جایی نامعلوم تحت نظر قرار دادند و به هیچ وجه اجازه ملاقات و تماس با کسی را نداشتند. در ماه مه 1978 سرجوخه ارماندو والدوس و سربازانش را به محل آن حادثه بردند.ارتش شیلی ورود به منطقه بازسازی شده را ممنوع کرده بود. بالاخره سرجوخه والدوس در 1978 به دلایل نامعلوم از ارتش استعفا داد. و امکان مصاحبه با وی فراهم گردید. مصاحبه کننده نویسنده کتاب ((علم و فرازمینی ها)) بود...

مصاحبه با سرجوخه ارماندو والدوس - محل : امریکای جنوبی شیلی

س : سرجوخه والدوس اکنون که 18 ماه از واقعه می گذرد ایا می توانید دوباره آنچه به شما گذشته را شرح دهید؟
ج : والدوس : یک روز عادی بود که من و افرادم کارهای معمولی و روزانه خود را انجام میدادیم. حدود ساعت 20-30 بامداد بعد از نیمه شب یکی از افرادم که به همراه سرباز دیگری در سی چهل متری ما مشغول نگهبانی بود به سرعت پیش ما امد و اطلاع داد که هم اکنون اتفاقی عجیب در شرف وقوع است. ما ابتدا فکر کردیم که مسئله مربوط به چهارپایانی است که نگهبانی از انها را بر عهده داشتیم. من و تمامی افراد خارج شدیم و به محل رسیدیم.آنچه همگی ما شاهد آن بودیم یک نور خیلی بزرگ بود که با سرعت تمام روی تپه ای در 500 الی 600 متری ما پایین می امد.فکر کردیم با یک شهاب آسمانی یا چیزی شبیه به ان باشد. در نگاه اول بیشتر شبیه به آتش بازی بود اما پس از چند ثانیه پشت آن تپه ناپدید شد. اما از اطراف تپه روشنایی درخشنده ای دیده می شد.
ناگهان در یک لحظه به فکرم رسید با یکی از افرادم بروم و این نور را از نزدیک ببینم. هنوز این فرمان را نداده بودم که یکی از افراد ما را متوجه جهتی مخالف جهتی که جمع شده بودیم - تقریبا سمت چپمان - کرد. انچه دیدم اسباب حیرت و حتی وحشتمان شد. ان موقع هیچ کس نتوانست حدس بزند که آن چیز یک بشقاب پرنده (یک یوفو ) است. نوری بود به قطر حدود 20 متر بیضی شکل که در مرکز درخشندگی بیشتری داشت. به نحوی پیدا بود که این نور از چیزی به وجود میاید ولی از چه نمی دانم. از آن موقع من و افرادم شروع به احساسی مرموز کردیم. گویی چیزی از درون ما را تسخیر می کرد. تاکنون نمی دانیم این نور چگونه پدید آمد ولی می فهمیدیم که مانع از آن شد تا به طرف نور اولی در پشت تپه برویم.
آن لحظه افراد من کنترل خود را از دست دادند و بدون اینکه بفهمیم از کی و چگونه خود را در حالتی یافتیم که همه بازوی هم را گرفته بودیم . فکر می کنم که من این فرمان را داده بودم. مدتی طولانی در همان حال ماندیم. بعضی از افرادم دعا می خواندند و بعضی دیگر گریه می کردند. همه برای خواندن دعا زانو زدیم.
من به عنوان فرمانده دسته مجبور بودم که کاری کنم. این بود که به طرف نور فریاد زدم و حواستم که خودش را معرفی کند. ولی می دانستم که این کار بیهوده است و با کسی طرف نیستم. لحظه ای بعد حیوانات و اسبهای آن منطقه شروع به رفتاری غیر عادی کردند. انها هم مشغول تماشای نور شدند. سگی که همراهمان بود نیز خود را پشتمان مخفی کرد و به نور خیره شد.ما فکر می کردیم که با پدیده ی خطرناکی روبرو هستیم چون حتی حیوانات هم ترس خود را نشان داده بودند. بعد از مدتی نمی دانم چقدر دستور دادم آتش را خاموش کنند چون فکر کردم شاید آتش آن پدیده را ه خود کشانده است. متوجه شدم آتش به طرز عجیبی پت پت می کند اما خاموش نمی شود. این بود که همگی برای خاموش کردن آن حرکت کردیم و به اندازه فقط چهار پنج قدم و نه بیشتر از هم جدا شدیم که در این حال فکری به خاطرم رسید.
نمی توانم توجیه کنم که چرا به طرف نور به راه افتادم فکر می کنم می دانستم که چیزی دستگیرم نمی شود اما گویی نیرویی عجیب مرا به سمت نور راه می انداخت. در این لحظه دیگر چیزی به خاطر ندارم فقط فردای ان روز افرادم برایم گفتند که در یک محل ناگهان از نظر آنها ناپدید شدم و مدتی بعد درست در همان محل ظاهر شدم و این زمان 15 دقیقه به طول انجامید. ظاهرا با حالت عجیبی همراه با تشنج عصبی مدام این جمله را تکرار می کردم :"ما دوباره باز خواهیم گشت!؟"
فردای آن روز وقتی به حال امدم نمی دانستم که چطور شده که در این وضعیت قرار گرفته ام. اول فکر کردم شاید خواب دیده ام. اما با به یاد آوردن بعضی چیزها از این فکر دست کشیدم. آنچه بعد ها رخ داد داستان طولانی ای دارد : فردای آن روز در من تحولات عجیبی رخ داد. احساس خستگی جسمانی عجیب و درد شدیدی در پهلوهایم می کردم. انگار کار بدنی فوق العاده ای انجام داده باشم. در روز واقعه من ریشم را تراشیده بودم ولی فقط به مدت 15 دقیقه ناپدید شده و سپس آشکار شده بودم ریش بلند ده روزه ای داشتم. نکته عجیب اینکه افرادم هیچ یک از این نشانه ها را نداشتند . فقط دچار شوک عصبی شده بودند. تقویم ساعتم هم چند روز جلو رفته بود.

س : آیا چیزهای دیگری وجود دارد که به یاد آورده باشید؟

ج :خیلی سعی کردم اما چیزی به یادم نمی آ ید.

س : بعد از این ماجرا آیا اتفاق افتاد با یوفوی دیگری روبرو شوید؟

ج : خیر

س : بعد از واقعه از شما چه آزمایش هایی کردند؟

ج : در ارتش انواع آزمایشات عصبی و مغزی و روانی را روی من به عمل آوردند. حتی تست دروغ سنجی.

س :ایا خواب های عجیب می بینید؟

ج بله . ولی ارتباطی به موضوع ندارد. فقط یکبار اتفاق عجیبی برای من افتاد. در کنار هم اتاقی ام خواب بودم که احساس کردم فشار شدیدی بر روی سینه و همه تنم وارد می شود. خیلی سعی کردم تکان بحورم و هم اتاقی ام را صدا بزنم اما نتواستم. در همان لحظه فریاد بلندی کشیدم و توانستم از ان نیرو خلاص شوم. هم اتاقی ام از خواب پرید. خیس عرق شده بودم. نمی خواهم دیگر آن را احساس کنم.

س : آیا شبیه مورد خود را در دیگران دیده اید؟

ج : نه شبیه به خودم اما چیزهای عجیب دیده ام. به عنوان مثال همسر یکی از همکارانم احساس های عجیب و صداهای غریب حس کرده و در خواب از جا بلند شده و معادلات و محاسباتی انجام داده که خودش هم از نتیجه آن معادلات بی خبر است یا طرح هایی کشیده که به هیچ وجه معنایش را نمی داند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
كپی برداری از این وبلاگ ممكن نیست!مطالب كپی شده دارای منبع با لینك هستند .